تبليغاتX
هم ميهن
Menu

  First Page
  Archives
  Email

Archive

LinkDay

emkanat

Link


خدا حافظ          

  

سلام به همه دوستان عزیز و گرامی ممنونم که تو این مدت منو تحمل کردین و با راهنمایی های خودتون به من کمک های زیادی کردین .از همه دوستان عزیز تشکر میکنم

نمیدونم خیلی برام سخته بخوام بگم خدا حافظ و شما دوستان خوب رو تنها بزارم خیلی خیلی دلم براتون تنگ میشه ولی مطمئا باشین که دوباره بر میگردم به خدا دلم خیلی گرفته-اگر خوبی ندیدین و بدی دیدن  حلال کنین اما  مجبورم به دلیل بعضی از مشکلات فعلا  در همینجا اعلام کنم:

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد.

شب را نوشيده ام
و بر اين شاخه هاي شكسته مي گريم.
مرا تنها گذار
اي چشم تبدار سرگردان !
مرا با رنج بودن تنها گذار.
مگذار خواب وجودم را پر پر كنم.
مگذار از بالش تاريك تنهايي سر بردارم
و به دامن بي تار و پود روياها بياويزم.

سپيدي هاي فريب
روي ستون هاي بي سايه رجز مي خوانند.
طلسم شكسته خوابم را بنگر
بيهوده به زنجير مرواريد چشم آويخته.
او را بگو
تپش جهنمي مست !
او را بگو: نسيم سياه چشمانت را نوشيده ام.
نوشيده ام كه پيوسته بي آرامم.
جهنم سرگردان!
مرا تنها گذار.

 

خدا حافظ

 

 

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 12:1  توسط مهرداد 

                 

من کجا خاک فراموشی کجا          

  

در شب ترديد من ، برگ نگاه !
مي روي با موج خاموشي كجا؟
ريشه ام از هوشياري خورده آب:
من كجا، خاك فراموشي كجا.

دور بود از سبزه زار رنگ ها
زورق بستر فراز موج خواب.
پرتويي آيينه را لبريز كرد:
طرح من آلوده شد با آفتاب.

اندهي خم شد فراز شط نور:
چشم من در آب مي بيند مرا.
سايه ترسي به ره لغزيد و رفت.
جويباري خواب مي بيند مرا.

در نسيم لغزشي رفتم به راه،
راه، نقش پاي من از ياد برد.
سرگذشت من به لب ها ره نيافت:
ريگ باد آورده اي را باد برد.

 

 

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 21:31  توسط مهرداد 

                 

من همینم          

  

 

سال ۲۰۰۸ میلادی رو به همه عزیزان تبریک میگم

این کیه که قد آینه عکسشو زدن به دیوار
چقدر شبیه من نیست, نه خدایا منم انگار
اگه این منم که ما رو چه به این همه اشاره
با کی اشتباه گرفتید من نه ماهم نه ستاره
چشمتو رو آینه وا کن واسه ماه ستاره کم نیست
اون که آرزوشو داری حتی قد خودتم نیست
نمیدونم خیلی از ما نقشمون تو قصه چی بود
اگه رو میشد دلامون اگه این شب شیشه ای بود
دیگه جز شب چی میتونه سایه ی هر دوی ما شه
اگه تصویر ستاره پشت پرده این نباشه
عینک خیالو وهمو از رو چشم قصه بردار
من همینم که میبینی نه اون عکسای رو دیوار

  نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 9:44  توسط مهرداد 

                 

عید غدیر مبارک          

  

 

الفباى درد از لبم مى تراود
نه شبنم، كه خون از شبم مى تراود

سه حرف است مضمون سى پاره دل
الف. لام. ميم. از لبم مى تراود

چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
به جاى عرق از تبم مى تراود

ز دل بر لبم تا دعايى برآيد
اجابت ز هر ياربم مى تراود

زدين ريا بى نيازم، بنازم
به كفرى كه از مذهبم مى تراود

عید غدیر خم بر شما خوبان مبارک

 

 

 

  نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 11:13  توسط مهرداد 

                 

اگر به مذهب تو خون عاشقت مباح          

  سلام به همه دوستان عزیز امیدورام که شب یلدای خوبی رو  پشت سر گذاشته  باشید و به همتون خوش گذشته باشه به من که کلی خوش گذشت حسابی خوردم و کلی هم خندیدم ،ميگن شبيلدا يكي با هندونه و يكي هم با فال حافظ شب يلداس،خلاصه ماهم يه تفالي به حضرت حافظ زديم كه  ايشون در جواب ما اينو گفت:البته من  خلاصش رو براتون مينويسم:


اگر به مذهب تو خون عاشت مباح                    صلاح ما همه آنست كان تراست صلاح

زچين زلف كمندت كسي نيافت خلاص               از آن كمانچه ابرو و تير چشم نجاح

لب چو آب حيات تو هست قوت جان                  وجود خاكي مارا از دست ذكر رواح

دعاي جان تو ورد زبان مشتاقان                       هميشه تا كهبود متصل مسا وصباح

 صلاح و توبه و تقوي زما مجوي حافظ

 زرند عاشق مجنون كسي نيافت صلاح

با اين تفاسير شما  ديگه بايد به نيت و جوابش خوب پي ببريد.

 

 

 

  نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 17:42  توسط مهرداد 

                 

Designer     Thanks Blogfa
Copyright 2006 By : mehrdad
Home|Archive|Email|Blogfa|Designer|Free Temp|Google|Yahoo